و در ايالات متحده وجود دارد.
يوآكيم فلوريسي1
در حدود 1145، در يك خانوادهٴ اشرافي چليكو نزديك كوچنزا در كالابريا زاده شد؛ در دربار دوك روجر آپوليايي تحصيل كرد. به زيارت اماكن مقدسهٴ خاور نزديك پرداخت، و پس از بازگشت در صومعهٴ كاساماري به سلك سيسترسينها درآمد؛ در 1177، رهبان صومعهٴ كوراتسيو در نزديكي مارتيرانو بود؛ مدتي بعد، در آسايشگاهي به نام پيترالاتا اقامت گزيد؛ و سرانجام، در فيوره، واقع در دامنههاي مونترو نزديك كوچنزا در ارتفاع 1100 متري صومعهاي بنا كرد (كه نسبتش از آن مشتق شده است). در 1202، در همانجا درگذشت. تعداد زيادي تفسير بر كتاب مقدس، رسالههايي در علم كلام، و پيشگويي نوشت، كه بهخاطر نفوذ خارقالعادهشان در نسلهاي بعدي تا سدهٴ شانزدهم، اهميت خاصي دارند. تمايلات او صوفيانه، شكاك، معتقد به سلطنت هزارسالهٴ مسيح، مخالف اصول كليسايي و سوسياليستي بود؛ نيروي محركهٴ اين تمايلات را معاصران وي يا كليسا كاملاً درك نكردند، و هونوريوس سوم در 1220، صحت اعتقاد او را به كليسا تصديق كرد.
با اينهمه، بعدها، افراطيون فرقهٴ فرانسيسيان، معروف به روحانيان، بهترين خوراك خود رادر آثار وي يافتند. در 1254، يكي از آنان به نام گراردو دابورگو سان دنينو، برخي از آثار يوآكيم را، با يك مقدمه و برخي پيوستها، با عنوان كتاب مقدمه بر انجيل جاوداني تحرير كرد. ادعا ميشد كه اين اثر كليدي است براي كتابهاي مقدس، و معاني باطني و غايي آنها را آشكارميكند. همچنين حاوي تفسيري مرموز از تاريخ بشر بود، و سه عصر براي آن قائل ميشد: عصر پدر، عصر پسر كه با عيسي مسيح آغاز شد؛ و عصر روحالقدس كه تا 1260، آغاز نميشد و عصر تفكر و آزادي كامل روح بود. كتاب مقدمه منشأ اصلي نهضتي بود كه به آيين يوآكيمي موسوم است، و برخي آن را سبقتي بر اصلاح ديني2 ميدانند. اگر بتوان هر عصيان روحي در برابر سند مكتوب را، كه گاهگاه بهطور غيرمنتظرهاي رخ ميدهد، چنين ناميد، در آن صورت ممكن است اين مطلب را قبول كرد. ولي ظاهراً اين سليقهٴ شخصي است. تعليم او در واقع واكنشي بسيار عميقتر از اصلاح ديني بود، آنچنان عميق كه نميتوان آن را بهخوبي دريافت. كليسا از خطر آگاه شد، و در سال 1255، و بار ديگر در 1260، پيروان انجيل جاوداني
را محكوم كرد. با اينهمه، آثار زيادي آرمانهاي نو را منتشر ساختند يا با آنها جنگيدند، و برخي از بهترين ارواح نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، و بعد از آن تحت تأثير آنها قرار گرفتند ــ مثلاً گرايشهاي